بسمه تعالی جناب حجت الاسلام آقای حاج سید علی خامنه‏‌ای رئیس محترم جمهوری اسلامی ـ دامت افاضاته نظر به نقش مؤثر و مهم نیروهای مسلح جمهوری در دفاع از کشور و جمهوری اسلامی و لزوم اهتمام اشراف هر چه بیشتر وهمه جانبه بر آنها، و با توجه به تعهد و بصیرت و علاقۀ جنابعالی به امور این نیروها، به آن جناب مأموریت می‏دهم که از طرف اینجانب کلیۀ اقدامات لازم را برای تمشیت امور ارتش و سپاه انجام داده و اهم امور را به اینجانب گزارش دهید. ان‏شاءاللّه‏ تعالی موفق و مؤید باشید. تاریخ 15 فروردین 1362 محل : تهران – جماران موضوع : صحیفه جلد 17
    بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم بزرگترین جنایت امریکا و خیانتکاران داخلی شما امروز مرا خوشحال کردید. البته من اطلاع داشتم که مغزهایی که نگذاشتند درزمانسابقهیچرشد بکنند، رشد کردند، لکن تفصیلش را در این بخش اطلاع صحیح نداشتم و حالا بسیار خوشحال شدم و باید اظهار تشکر کنم از این جوانهای عزیز که برای میهن خودشان، برای اسلام افتخار ان‏شاءاللّه‏، درست می‏کنند و کردند. و ما هر قدمی که پیش می‏رویم، بیشتر مطلع می‏شویم که چه خیانتهایی به این کشور شده است؛ چه جنایتهایی امریکا و امثال او به ما کرده‏اند، منتها با دست همین جنایتکارانی که در داخل بودند. و بزرگتر جنایتی که کردند همین معناست که نگذاشتند این جوانهای ما رشد بکنند. اگر از اوّلی که ارتش درست شده بود، یک ارتش اسلامی بود و تحت نظر اسلام بود و تعهدات اسلامی را داشتند، حالا وضع ما غیر از این وضعها بود، لکن نگذاشتند. مع ذلک، خدا
ی تبارک و تعالی سایۀ عنایتش را بر سر این ملت انداخت که در بین راه رسیدیم به این که جلوی آن مسائل را بگیریم و امروز کشور ما همه چیزش یک کشور اسلامی شده است. و البته باز هم در نیمه راه هستیم که بیشتر بشود. و من امیدوارم که آقایان با دلگرمی و توجه به اینکه خدای تبارک و تعالی به آنها اجر خواهد داد،[بدانند که]این یک عبادت است، اینکه شما انجام می‏دهید یکی از عبادات بزرگی است که انجام می‏دهید و برای خدا باشد تا اینکه خدای تبارک و تعالی به شما در اینجا و در آنجا اجر عنایت کند، تحت عنایتش باشید. و این کار را که شما دارید انجام می‏دهید و ان شاءاللّه‏، بعدها هم تکمیل خواهد شد، این کار در نامه‏های عمل شما ثبت می‏شود و در دنیا هم در همه جا ثبت خواهد شد. حفظ ارزشهای انسانی، دستاورد انقلاب و دفاع مقدس و ما در عین حالی که در این جنگ، خیلی جوانهای عزیز از دست دادیم و خیلی شخصیتهای عزیز
از دست دادیم و این همه جنایات واقع شده است که انصافاً این جنایت اخیر دزفول یکی از بزرگترین جنایاتی بود که اینها کردند، در عین حالی که ما این قدر جنایت برمان واقع شد، مع ذلک، آن چیزی که کشور ما دریافت کرد بسیار ارجمندتر و عزیزتر از این است که ما صدمه خوردیم. و اما صدمات افرادی که البته جبران نمی‏توانیم بکنیم، لکن ان‏شاءاللّه‏، بعدها به جای آنها اشخاص دیگری بیایند که بهتر جبران کنند. صدمات ـ فرض کنید که ـ خراب کردن و اینها جبران می‏شود؛ آنها چیز مهمی نیستند، جبران می‏شوند، لکن ما در ازای او باید ببینیم چه دریافت کردیم؟ باید فکر این را بکنیم. آنهایی که بدبین‏اند، نشسته‏اند آنجا و هی روی آن نقطه‏های ضعف دست می‏گذارند، انگشت می‏گذارند چقدر کشته شده، چقدر نمی‏دانم مریضخانه[پر]شده، چقدر معلول شده‏اند. ما همۀ این را می‏دانیم[که]چقدر از ما کشته شده، چقدر معلول داریم
، چقدر مستمند داریم، لکن آن طرفش راملاحظه نمی‏کنند که ما چی دریافت کردیم در مقابل اینها. خوب اشکال به اینکهما جنگ کردیم و معلول داریم؛ ما که ابتدای به جنگ نکردیم، دیگران ابتدا کردند. اگر آقایان توقع دارند که خوب شما چرا با امریکا در افتادید که این جنگها واقع بشود و این بساط بشود، ما می‏دانیم که در افتادن با امریکا و همۀ قدرتها این توابع را دارد، لکن این اشکالی است که ما باید، این آقایان باید به خود پیغمبر بکنند که چرا با «ابوسفیان» ها درافتادی تا عمویت[1]را بکشند؟ تا آن افراد به آن بزرگی را بکشند؟ خوب، تو هم تسلیم می‏شدی تا آنها[کشته نشوند]گوشۀ خانه‏ات می‏نشستی! به امیرالمؤمنین هم این اشکال وارد است. اشکالی که آقایان می‏کنند اگر وارد باشد به ما، به او هم وارد است؛ خوب، شما چرا با معاویه مخالفت کردی؟ خوب، همه گفتند معاویه را بگذارد در حکومت شام باقی باشد و از او عفو بشود و
چرا گفتی که من یک ساعت ظالم را نمی‏گذارم سر جای خودش بنشیند؟ خوب، اسباب این شد که اشخاص بزرگ را، مثل «عمار»[2]را اینها و چندین هزار جمعیت را به کشتن دادی! این منطق اگر درست باشد، به حضرت سیدالشهدا ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ هم وارد است. همان طوری که آن وقت به او اشکال می‏کردند؛ خوب، شما در مدینه آسوده نشسته بودی، چرا پا شدی، راه افتادی با این جمعیت کم در مقابل یک حکومت جبار؟! خوب اگر بنا باشد که همۀ انبیا در تاریخ اشتباه کرده‏اند به منطق این آقایان، همه باید با قلدرها بسازند، ما هم اشتباهی که انبیا کرده‏اند اعتراف به آن می‏کنیم که ما هم مثل انبیا اشتباه کردیم! و اگر مسئله این نیست، مسئله، مسئلۀ انسانیت است؛ ارزشهای انسانی است، مسئله، مسئلۀ جلوگیری از این جنایاتی است که دارند قلدرها به بشر می‏کنند، به انسانها می‏کنند، تباهی انسانهاست، مسئله، به تباهی کشیدن افراد ارزشم
ند است، اگر مسئله این است، ما پیروز هستیم؛ برای اینکه شما همین مطلبی را که الآنبرایمن راجع به فعالیتی که این عزیزان ما کرده‏اند، همین مطلب اگر چنانچه این مسائل واقع نشده بود و ماها همه توی خانه نشسته بودیم و امریکا هم داخل این کشور حکمفرمایی می‏کرد، تا ابدهم چنین چیزی واقع نمی‏شد و همه باید هی دست به سینه امریکا بایستند و چاپلوسی کنند تا اینکه نان به آنها بدهند، تا اینکه اسلحه به آنها بدهند. تا اینکه مهمات به آنها بدهند، آن هم مهمّات به ما که نمی‏داد، می‏آورد همه را اینجا انبار کرده بود؛ برای اینکه اگر یک وقتی یک جنگی بشود، برای خودش اینها باشد؛ ابداً به ما چیزی نرسیده بود. همۀ منافع ما رابرد، برای خودش اینجا پایگاه درست کرد. منتها خدای تبارک و تعالی مرحمت فرمود و آن پایگاههایی که او برای خودش درست کرده بود، به دست ما افتاد. اینها همه‏اشهم غنیمت است، غنیمت جنگی است، خدا به ما داده
است، منتها با دست خودشان آمدند تسلیم ما کردند. در هر صورت، ما باید فکر کنیم که این دو مطلب را در ترازو بگذاریم در میزان بگذاریم، مسئلۀ اینکه چی دادیم از دست و مسئلۀ اینکه چی به دست آوردیم. مسئلۀ اینکه چی از دست دادیم، ما قبول داریم که خیلی اشخاص بزرگوار، خیلی اشخاص فعال و خیلی جوانهای عزیز را ما از دست دادیم و بسیاری هم معلول از دست دادیم ـ یعنی، معلول شدند اشخاص ماـ و بسیار زنها بیوه شدند ـ عرض می‏کنم ـ اینها را همه ما می‏دانیم. خرابی زیاد واقع شده در این کشور، همۀ اینها هست. اما آنکه به دست آوردیم آن را چرا فکر نمی‏کنیم؟ باید فکر کنیم که آن چیزی که ما به دست آوردیم این است که ما یک رژیمی که اسلام را داشت به تباهی می‏کشید، جوانهای ما را عشرتکده‏ای کرده بود، ملت ما را رسانده بود به آنجایی که جز اینکه یک کارهای زشتی بکنند یا مصرف[کننده]باشند برای خارج، جز این کاری از آنها نیاید، این مسئله
را خدا به ما عنایت کرد که همۀ ملت با هم احساس کردند که دیگر نباید از حالا آنطور باشد و از این منجلاب بیرون آمدند. آنچه ما[به]دست آوردیم این است که ما اسلام را در اینجا زنده کردیم. پیشتر اسمی از اسلام بود و لیکن اسلام اصلش نبود؛ یعنی، اصلش دعوا با اسلام بود، می‏خواستند اسلامزدایی کنند؛ از بین ببرند همۀ این چیزها را، منتها با تدریج از اول نمی‏توانستند بگویند ما قبولش نداریم، می‏گفتند ما قبولش داریم، لکن پایه‏ها را. هی می‏زدند؛ یکی یکی می‏زدند. احکام اسلام را از بین برده بودند. همۀ کارهایی که کردند اینطوری بود. و بحمداللّه‏، الآن مردم اسلام را در این کشور می‏بینند و می‏بینند که همۀ آن فسادهایی که در خیابانها و در کاباره‏ها و اینها بود، اسمی از آنها نیست. از آن ور، نجات دادند این جوانهایی که همه را روبه تباهی بردند. الآن همه فعال شده‏اند. الآن می‏دانند که باید در
مقابل امریکا بایستند، باید در مقابل زورگویی بایستند، باید خودشان استقلال داشته باشند. این را اگر نبود الاّ همین را که ما به دست آوردیم، کافی بود، لکن بحمداللّه‏ بسیاری از امور به دست آمده؛ مِن جمله همینهایی که شما می‏گویید که خود این آقایان چیزهایی که نمی‏شد فکر کنید که اینها درست کنند و یا فکر این مسائل را نمی‏کردند، خود آقایان این کار را کردند و امیدواریم که بعدها ان‏شاءاللّه‏، بیشتر و بالاتر انجام بدهند. و خداوند ان‏شاءاللّه‏، به همۀ شما به همۀ ما توفیق بدهد که به این ملتی که تاکنون زیر سلطۀ اجنبی وزیر سلطه و چکمۀ رژیمهای فاسد بود، نجات بدهیم و مردم را آزاد کنیم و مشغول کار خودشان بشوند. ان‏شاءاللّه‏، همۀ نقیصه‏ها تمام می‏شود. و شما امیدوار باشید به فضل خدا. همۀ این مسائل تمام می‏شود. و شما سرفرازید پیش خدای تبارک و تعالی و پیش عالم. خداوند همه‏تان
را حفظ کند. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته
    بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم برکات و درسهای نهضت امام حسین (ع) من از علمای محترم آذربایجان و اهل علم آنجا و علمای تهران و برادران علمای اهل سنت تشکر می‏کنم و سلامت و سعادت همه را از خداوند تعالی مسئلت می‏کنم. در آستانۀ شهر محرم، مصیبتی بر همه ما وارد شد و آن شهادت این پیر هشتادساله[1][است]که عمر شریف خودش را در راه اسلام و در راه خدمت به مردم و راه تهذیب جامعه صرف فرمود. ملت ما از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را در راه خدا فدا کرد و این اقتدا به بزرگمرد تاریخ، حضرت سیدالشهدا ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ است. حضرت سیدالشهدا ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد. با اینکه از اول می‏دانست که در این راه که می‏رود، راهی است که باید همۀ اصحاب خودش و خانوادۀ خودش را فدا کند و این عزیزان اسلام را برای اسلا
م قربانی کند، لکن عاقبتش را هم می‏دانست. اگر نبود این نهضت؛ نهضت حسین ـ علیه‏السلام ـ یزید و اتباع یزید اسلام را وارونه به مردم نشان می‏دادند. و از اول، اینها اعتقاد به اسلام نداشتند و نسبت به اولیای اسلام حقد و حسد داشتند. سیدالشهدا با این فداکاری که کرد، علاوه بر اینکه آنها را به شکست رساند و اندکی که گذشت، مردم متوجه شدند که چه غائله‏ای و چه مصیبتی وارد شد. و همین مصیبت موجب به هم خوردن اوضاع بنی‏امیه شد، علاوه بر این، در طول تاریخ آموخت به همه که راه همین است. از قلّت عدد نترسید، عدد، کار پیش نمی‏برد، کیفیت اعداد، کیفیت جهاد، اعدای مقابل اعدا، آن است که کار را پیش می‏برد. افراد ممکن است خیلی زیاد باشند، لکن در کیفیت ناقص باشند یا پوچ. و افراد ممکن است کم باشند، لکن در کیفیت توانا باشند و سرافراز. شکست‏ناپذیری انقلاب در پرتو عنایات الهی تاریخ، این نهضت ایران را و این ان
قلاب را فراموش نخواهد کرد، و این فداکاری‏ای که در همۀ قشرهای ملت اسلامی است در ایران، فراموش نخواهد کرد. و این وحدتی که بین اقشار ملت از هر طبقه هستند، بین برادران اهل سنت و برادران شیعی مذهب، تحقق پیدا کرده است و این اخوت اسلامی فراموش نخواهد شد و این انقلاب به خواست خدای تبارک و تعالی شکست نخواهد خورد. گو اینکه همۀ قدرتهای بزرگ دنیا و آنهایی که در بلوک شرق و غرب هستند، با انقلاب ما دشمن باشند، گو اینکه همۀ رسانه‏های گروهی دنیا بر ضد این نهضت قلمفرسایی کنند و دروغپردازی؛ آنچه حقیقت است، روشن خواهد بود و روشن خواهد شد. آن روزی هم که حضرت سیدالشهدا را مظلوم شهید کردند، بعضی از اشخاصی که بودند، او را به اسم خارجی و اینکه در حکومت حق وقت، قیام کرده است، اینطور معرفی کردند. لکن نور خدا می‏درخشد و خواهد درخشید و عالم را خواهد از نور پر کرد. درس‏آموزی از مکتب عاشورا تکلیف ما در آستانۀ شهر م
حرم‏الحرام چیست؟ تکلیف علمای اعلام و خطبای معظّم در این شهر چیست؟ در این شهر محرم، تکلیف سایر قشرهای ملت چی هست؟ سیدالشهدا و اصحاب او و اهل بیت او آموختند تکلیف را: فداکاری در میدان، تبلیغ در خارج میدان. همان مقداری که فداکاری حضرت ارزش پیش خدای تبارک و تعالی دارد و در پیشبرد نهضت حسین ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ کمک کرده است، خطبه‏های حضرت سجاد و حضرت زینب هم به همان مقدار یا قریب آن مقدار تأثیر داشته است. آنها به ما فهماندند که در مقابل جائر، در مقابل حکومت جور، نباید زنها بترسند و نباید مردها بترسند. در مقابل یزید، حضرت زینب ـ سلام‏اللّه‏ علیها ـ ایستاد و آن را همچو تحقیر کرد که بنی‏امیه در عمرشان همچو تحقیری نشنیده بودند، و صحبتهایی که در بین راه و در کوفه و در شام و اینها کردند و منبری که حضرت سجاد ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ رفت و واضح کرد به اینکه قضیه، قضیۀ مقابلۀ غیر حق ب
ا حق نیست؛ یعنی، ما را بد معرفی کرده‏اند؛ سیدالشهدا را می‏خواستند معرفی کنند که یک آدمی است که در مقابل حکومت وقت، خلیفۀ رسول اللّه‏ ایستاده است. حضرت سجاد این مطلب را در حضور جمع فاش کرد و حضرت زینب هم. امروز کشور ما هم به همین نحو است. سازمان عفو بین‏المللی، که من باید بگویم «سازمان جعل بین‏المللی»، «سازمان کذب بین‏المللی»، در یک بیانیه‏ای که صادر کرده است، همان تهمت‏هایی که در صدر اسلام به اسلام، به رسول خدا و به اولاد و اتباع او می‏زدند، زاید بر او را بر کشور ما زده‏اند. همان دروغهایی که اتباع یزید منتشر می‏کردند، امروز همین سازمان عفو بین‏المللی ـ به اصطلاح ـ منتشر می‏کند یک همچو دروغهایی را. انسان خجالت می‏کشد که بگوید ما در یک کشورهایی و در یک زمینی زندگی می‏کنیم که اینها رسانه‏های گروهی‏اش است و اینها هم سازما
نهای عفو بین‏المللی و سازمانهای دیگرش است. انسان عار دارد که بگوید ما در عصری زندگی می‏کنیم که تمام ارزشها، تمام ارزشها فدای قدرتهاست، فدای منافع مادی است و برای خود جز منافع مادی چیزی را ارزش نمی‏دانند. و ما امروز اینطور مبتلا هستیم. آن پیرمرد سالخوردۀ زاهد عابد متعهد را می‏کشند و آن فُسّاق و آن منافقین می‏گویند که این را ما کشتیم؛ برای اینکه مستقیماً در شکنجه‏ها و در قتلها، مستقیماً دخالت داشته است! این چه بی‏آبرویی است که اینها دارند؟! چه سنخ تربیتی است که اینها شده‏اند؟! از آن طرف، آنهمه تهمت به جمهوری اسلامی و از آن طرف، اینطور جنایات به اشخاصی که شبها در خلوت با خدا هستند و روزها در جهاد. تکلیف ماها را حضرت سیدالشهدا معلوم کرده است: در میدان جنگ از قلّت عدد نترسید، از شهادت نترسید. هر مقدار که عظمت داشته باشد مقصود و ایدۀ انسان، به همان مقدار باید تحمل زحمت بکند. ما با
ز درست نمی‏توانیم ادراک کنیم که حجم این پیروزی چقدر است. دنیا بعد ادراک خواهد کرد که این پیروزی ملت ایران چه حجمی دارد. به همان حجمی که این پیروزی دارد و این مجاهدت، همان حجمی را که دارد، در ازایش مصیبتها هم باید حجمشان زیاد باشد. ما نباید متوقع باشیم که همۀ قدرتها را[که]دستشان را از منافعشان در اینجا و ان‏شاءاللّه‏، در منطقه کوتاه کردیم و متوقع این باشیم که که هیچ صدمه‏ای به ما وارد نمی‏شود. ما نباید متوقع باشیم که با اینهمه پیروزی، ما همینطور سالم خواهیم ماند. ما همینطور روزمره، همانطوری که سابق بوده، حالا هم باید باشیم. تکلیف همۀ روحانیون، چه خطبایی که منبر تشریف می‏برند، یا ائمۀ جمعه و جماعت و هر کس که با مردم سروکار دارد و با آنها صحبت می‏کند، این است که وضعیت قیام حضرت سیدالشهدا را به مردم درست بفهمانند که قیام برای چی بود، چه بود و با چه عده‏ای قیام شد و با تحمل چه مصایب
ی آن قیام به آخر رسید ـ که به آخر نخواهد رسید. نقش عظیم مجالس عزا و سوگواری در ایجاد وحدت کلمه این را باید همۀ گویندگان توجه بکنند، و ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام حضرت سیدالشهدا ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ نبود، امروز هم مانمی‏توانستیم پیروز بشویم. تمام این وحدت کلمه‏ای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد. سید مظلومان یک وسیله‏ای فراهم کرد برای ملت که بدون اینکه زحمت باشد برای ملت، مردم مجتمعند. اسلام مساجد را سنگر قرار داد و وسیله شد از باب اینکه از همین مساجد، از همین جمعیتها، از همین جمعات، از همین جمعه‏ها و جماعات، همۀ اموری که اسلام را به پیش می‏برد و قیام را به پیش می‏برد، مهیا باشد و بالخصوص حضرت سیدالشهدا از کار خودش به ما تعلیم کرد که در میدان وضع باید چه جور باشد و در خارج میدان وضع چه جور
باشد و باید آنهایی که اهل مبارزۀ مسلحانه هستند چه جور مبارزه بکنند، و باید آنهایی که در پشت جبهه هستند چطور تبلیغ بکنند. کیفیت مبارزه را، کیفیت اینکه مبارزه بین یک جمعیت کم با جمعیت زیاد باید چطور باشد، کیفیت اینکه قیام در مقابل یک حکومت قلدری که همه جا را در دست دارد، با یک عدۀ معدود باید چطور باشد، اینها چیزهایی است که حضرت سیدالشهدا به ملت آموخته است و اهل بیت بزرگوار او و فرزند عالیمقدار او هم فهماند که بعد از اینکه آن مصیبت واقع شد، باید چه کرد. باید تسلیم شد؟ باید تخفیف در مجاهده قائل شد؟ یا باید همانطوری که زینب ـ سلام‏اللّه‏ علیها ـ در دنبالۀآن مصیبت بزرگی کهتُصَغَّرُ عِنْدَهُ الْمَصائِبُ،[2]ایستاد و در مقابل کفر و در مقابل زندقه صحبت کرد و هر جا موقع شد، مطلب را بیان کرد و حضرت علی بن الحسین ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ با آن حال نقاهت، آنطوری که شایسته است تبلیغ کرد. حفظ اسلام، تکلیف بزرگ
ما امروز در مقابل اینهمه تبلیغاتی که در عالم دارد می‏شود بر ضدمان، در مقابل آنها واقع هستیم. در مقابل مطبوعات، در مقابل رادیوها، در مقابل سخنرانیها، در مقابل سازمانها: ما در مقابل اینها واقع هستیم و ما منافع آنها را از دستشان گرفته‏ایم و دست آنها را از کشورمان قطع کرده‏ایم و برای ادامۀ این نهضت، باید کوشش کنیم. یک نعمتی است خدا به ما داده است، ما باید این نعمت را حفظ کنیم. اسلام که می‏رفت در عصر رژیم منحوس پهلوی از بین برود، اسلام را برگرداندیم و آن که دشمن او بود کنار زدیم و امروز باید این نعمت را حفظ کنیم. تکلیف همه این است که این نعمتی که خدای تبارک و تعالی داده است، به شکر این نعمت، مجاهده کنیم برای حفظ او. بحمداللّه‏، سربازهای اسلام در جبهه‏ها، از ارتشی و پاسدار و بسیج و عشایر و اینها گرفته تا آنهایی که کمک به آنها می‏کنند، آنها دارند خدمت خودشان را به شایستگی انجام می‏
دهند و دشمن را روز به روز، ساعت به ساعت عقب می‏نشانند. و ما باید در پشت جبهه، همانطوری که توده‏های مردم در پشت جبهه دارند کمک می‏کنند به جبهه‏ها، علمای اعلام، گویندگان بزرگ، خطبای عظیم‏الشأن هم باید جهاد کنند و جهاد آنها تبلیغ است، جهاد آنها فهماندن حجم این پیروزی است و این عملی که شما برای او انقلاب کردید و این ایده‏ای که برای او قیام کردید، فهماندن به ملتها و ملت که مقدار این پیروزی چقدر است و برای حفظ او باید چه کرد. همانطوری که پیروزی حاصل شد به حضور همۀ جمعیتها در میدان و در صحنه، حضور همه در صحنه‏های نبرد جبهه و پشت جبهه، حفظ این نعمت بزرگ الهی هم محتاج به این است که حاضر باشند جوانهای ما، حاضر باشند که هر وقتی آنها را خواستند، بروند و از اسلام دفاع کنند. اسلام یک امری است که انبیا، که نبی‏اکرم، که اولاد نبی‏اکرم و اصحاب متعهد نبی‏اکرم برای او جانفشانی‏ها کرد
ند و برای او زحمتها کشیدند. اسلام چیزی است که از[سوی]خدا آمده است و باید حفظ بشود و اگر ـ خدای نخواسته‏ـ این پیروزی که دنبال این انقلاب به دست شماآمده است، به واسطۀ سستی ما، به واسطۀ ضعف تبلیغ ما، به واسطۀ ضعف حضور ملت ما، به شکست ـ خدای نخواسته ـ برسد، بدانید که اسلام تا قرنها دیگر نمی‏تواند سربلند کند. تکلیف، بزرگ است و همه باید این تکلیف بزرگ را بپذیریم. آخر مطلب شهادت است و وصول به لقاءاللّه‏ و حضور در محضر حضرت سیدالشهدا و امثال او، و این غایت آمال اشخاصی است که عشق به خدا دارند. و ما می‏بینیم در جبهه‏ها، برای ما نقل می‏کنند از جبهه‏ها که این جوانهای عزیز در جبهه‏ها شب چه حالی دارند؛ چه ذکر و فکر و دعایی دارند و نمازی و روز با چه نشاطی به جبهه‏ها می‏روند. این چیزی است که خدای تبارک و تعالی، نعمتی است که خدای تبارک و تعالی به این ملت عطا فرموده است. این این نعمت را
حفظ کنید. شهادت بیمه‏کننده پیروزی اسلام شما آقایان روحانیون و همۀ روحانیونی که در کشور هستند، همه مکلفند به اینکه این نعمت خدا را، این عطیۀ الهی را حفظ کنند و شکر این نعمت را برآورند و شکر به این است که تبلیغ کنند. آنچه که سیدالشهدا عمل کرد و آن ایده‏ای که او داشت و آن راهی که او رفت و آن پیروزی که بعد از شهادت برای او حاصل شد و برای اسلام حاصل شد، به مردم روشن کنند و بفهمانند به همه که مسئله مجاهده در راه اسلام آن است که او کرد. می‏دانست که با یک عدۀ قلیل کمتر از صد نفر نمی‏شود مقابله با یک همچو ظالمی دارای همه چیز کرد، در صورتهای مادی، لکن می‏دانست که همین شهادت پیروز کرد اسلام را و اسلام را تجدید کرد. همین شهادت این پیرمردهای محراب از مدنی،[3]ـ رحمه‏اللّه‏ ـگرفته تا این شهید اخیر ما، همین شهادتها پیروزی را بیمه می‏کند. همین شهادتهاست که دشمن شما را رسوا می‏کند در دن
یا، هر چند که همۀ دنیا با آنها موافق باشد. همین سازمان عفو بین‏المللی که آن همه دروغپردازی کرده است، سند صحیح هم دارد، سند صحیحش این است که منافقین اینطور می‏گویند، مستند این است که در نوشته‏های منافقین این امور هست؛ آنهایی که دشمن اسلامند، آنهایی که دشمن ملت هستند، دشمن مسلمانان هستند، آنهایی که دیوانه شدند برای اینکه نرسیدند به آن اهدافی که داشتند و او سلطۀ بدتر از سلطۀ محمدرضا بر این کشور بود. شما باید تبلیغ کنید آقا! محرم است. این محرم را زنده نگه‏دارید. ما هر چه داریم از این محرم است و از این مجالس. مجالس تبلیغ ما هم از محرم است، از این قتل سیدالشهداست و شهادت اوست. ما باید به عمق این شهادت و تأثیر این شهادت در عالم برسیم و توجه کنیم که تأثیر او امروز هم هست. اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمی‏شد. همه
در تحت بیرق امام حسین ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ قیام کردند. الآن هم می‏بینید که در جبهه‏ها وقتی که نشان می‏دهند آنها را، همه با عشق امام حسین است که دارند جبهه‏ها را گرم نگه می‏دارند. لکن در این اجتماعاتی که در محرم و صفر می‏شود و در سایر اوقات، مبلغین عزیز و علمای اعلام و خطبای معظّم باید مسائل روز را، مسائل سیاسی را، مسائل اجتماعی را و تکلیف مردم[را]در یک همچو زمانی که گرفتار اینهمه دشمن ما هستیم، معیّن کنند؛ به مردم و به کشور بفهمانند که ما در بین راه هستیم و باید تا آخر راه ان‏شاءاللّه‏، برویم. ما با این ترتیبی که تاکنون بوده است و کشور ما و افراد کشور ما بحمداللّه‏، حاضر بودند، با این ترتیب اگر پیش برویم، آخر کارمان به پیروزی مطلق می‏رسد. لکن نباید سست بشویم. ما تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم جز خدای تبارک و تعالی این کشور ما که قیام کرد، از اول هم ک
ه قیام کرد، جمهوری اسلامی و استقلال کامل و «نه شرقی و نه غربی» را اعلام به دنیا کرد و از اول اعلام کرد به دنیا که ما نه تحت حمایت امریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم؛ ماییم و تحت عنایات خدای تبارک و تعالی و پرچم توحید که همان پرچم امام حسین ـ علیه‏السلام ـ است. وقتی این اعلام را شما به دنیا کردید و معلوم است پشت سر این اعلام، دنیا بر ضد شما خواهند قیام کرد، از اول باید توجه به این معنا بکنید که ما هم همانطوری که سیدالشهدا در مقابل آنهمه جمعیت و آنهمه اسلحه‏ای که آنها داشتند، قیام کرد تا شهید شد. ما هم همینطور، ما هم برای شهادت حاضریم. الآن هم می‏بینید که در عین حالی که عده‏ای از بزرگان جمعه را از بین بردند، آنهایی که الآن هستند، تمام با روی گشاده اعلام می‏کنند که ما تا مرز شهادت این پست را داریم و حاضریم. همه باید اینطور باشند. فراگیری موج انقلاب ایرا
ن در جهان اگر نهضت شما و قیام شما و اینها مثل قیامهای دیگر بود که برای رسیدن به یک چیزهای دنیوی بود؛ قیام کرده بودید که فراوانی باشد، قیام کرده بودید که ارزانی باشد، قیام کرده بودید که رفاه باشد، قیام کرده بودید که مجالس لهو و لعب باشد، اگر برای اینها قیام کردید، خوب حق دارند که آنهایی که می‏خواهند شکوه کنند، شکوه کنند. البته تودۀ مردم شکوه ندارند، آنی که دارد، آنهایی است که از آن مجالس لهو و لعب بازمانده‏اند، لکن توده‏ای که قیام کرده است[برای خدا بوده]و از اول هم غیر از اینکه ما برای اسلام و جمهوری اسلامی قیام کرده‏ایم، دیگر آمال و آرزویی نداشتیم. این ملت خسته نمی‏شود. این ملت اینطور نیست که بگوید حالا که نرسیدیم به آن، پس برویم سراغ کارمان. این ملت می‏بیند رسیده به آن. الآن موج این نهضت شما و انقلاب شما، در عالم این موج رفته است، در همه جای دنیا این موج پیروزی شما سایه‏افکن است
. «ایرانی» که مطرح نبود در مجامع دنیا، جز اینکه یک عضوی است از اعضای نوکرهای امریکا، امروز در همۀ دنیا آنهایی که انصاف دارند، تصدیق می‏کنند که این جمهوری اسلامی پیروز است و پیروزی او هم ادامه دارد. مأیوس نبودن از رحمت خدا برادران عزیز، مأیوس نباشید:لا تَیْأسُوا مِنْ رَوْحِ‏اللّه‏.[4]از آن چیزهایی که خدا عنایت به شما می‏کند و از آن عنایات الهی مأیوس نباشید و نیستید و شما پیروزید و در دنیا سرافرازید. شما ملتی هستید که[اصل مبارزه هستید.]اگر یک ملتی بود که کاری از او نمی‏آمد، گوشه‏گیری کرده بود، انعزال کرده بود، نه امریکا با او مخالف بود، نه شوروی هم و نه سایر قدرتها؛ همانطوری که در زمان سابق، مثل برّه مردم را خوابانده بودند و آنها هم به جان این برّه افتاده بودند، سرش را او می‏برید و دستش را او می‏برید. بله، شکم برای یک عده‏ای تا اندازه‏ای جور بود، درست بود،
اما محرومین چطور بودند؟ در آنوقت، محرومین را بروید حساب کنید. ملت ما که همان یک دسته نیستند که دور و بر ـ مثلاً ـ قدرتهای در اینجا پروبال بزنند واستفاده کنند. ملت ما اکثرش این محرومینی هست که سرتاسر کشور هستند و در آن زمان، اصلاً برای آنها کاری نشده بود و امروز در همین مدت کم، بیشتر از آن مدتی که آنها بودند در این کارها، کار انجام گرفته است، در صورتی که ایدۀ شما این نبوده است؛ اینها از توابع هست. آن چیزی که شما می‏خواستید اسلام بود. آن چیزی که شما می‏خواستید، جمهوری اسلام بود. آن چیزی که شما می‏خواستید، «نه شرقی و نه غربی» بود و این حاصل است. این را حفظش کنید. الآن اشخاصی هستند که عقیده‏شان این است که ما باید باز یا برویم آن طرف یا برویم آن طرف، لکن ملت ما قبول نمی‏کند دیگر این معانی را. ملت ما از اول قیام کرد برای اینکه جمهوری اسلامی بدون اینکه بوی شرق یا غرب را بدهد مطلوب ا
وست. حالا که اینهمه جوان داده است و اینهمه خون داده است و اینهمه عزیزان را از دست داده است، حالا دیگر نمی‏آید بگوید که خیر، حالا همۀ ما را کشتید، دست شما درد نکند، بسم‏اللّه‏! ما تا آخرین وقت و تا آخرین نفس ایستاده‏ایم و ملت ایستاده است و بحمداللّه‏، با قدرت دارد پیش می‏رود. شما قدرت نمایی در دنیا کردید. غافل از این قدرت نمایی نباشید. اینهمه دشمنها برای همین است که این یک قدرتی در مقابل دنیاست و متحیرند باید چه کرد با این قدرت. شما یک قدرتی نشان دادید به دنیا که تاکنون هیچ جمعیت قلیلی نتوانسته است این قدرت را در جمعیتهای بزرگ ایجاد کند. باید این را حفظش کنید. اسلام را زنده کردید، باید زندگی او را ادامه بدهید. ادامه‏اش به عهدۀ همه است؛ از آن کسی که شخص اول روحانیون هست و مراجع هستند تا آن طلبه بچه‏ای که مشغول است در درس خواندن. خطبا تکلیف دارند که با خطبه و با صحبت، مردم را بید
ار کنند و حفظ کنند. علما و ائمۀ جمعه و جماعات با آن سنگرهایی که دارند، مردم را در سنگر حفظ کنند و خود مردم هم بحمداللّه‏، حاضر هستند و ما باید از آنها تشکر کنیم و انصافاً ما رهین منت این توده‏های بزرگواری هستیم که همه چیزشان را می‏دهند و چیزی هم نمی‏خواهند. از آن پیرزنها که آن چیزی که در طول عمرشان تهیه کردند، حالا می‏آیند برای اسلام می‏دهند تا آن اشخاصی که قلکشان را می‏شکنند و پولش را می‏آورند برای اسلام می‏دهند. من نمی‏توانم توصیف کنم از این ملت و نمی‏توانم تجلیل کنم. ما واگذار می‏کنیم تا خدای تبارک و تعالی به آنها عنایت خاص خودش را اعطا بفرماید. خداوند، همۀ شما را حفظ کند و در این سنگرها محکم پا برجا نگه دارد و مجالس را، مجالس عزا را، دسته‏جات را به طور کامل و شایسته ان‏شاءاللّه‏، حفظ کنیم. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته