اندیشه‌ها و سخنان امام خمینی(س)در خصوص رسول الله صلی اللّه علیه وآله

اندیشه‌ها و سخنان امام خمینی(س)در خصوص رسول الله صلی اللّه علیه وآله

پایگاه اطلاع‌رسانی آستان مقدس امام خمینی(س)خداوند متعال اطاعت و پیروی از پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله و اهل بیت آن حضرت را بر همه‌ی مسلمانان واجب کرده است، از آنجا که اطاعت، از اعتقاد و اعتقاد، از محبت و محبت، از شناخت سر چشمه می گیرد، شناخت معصومان علیهم السلام، نقش مهمی را در ایجاد اعتقاد و محبت و در پی آن، اطاعت هر چه بیشتر نسبت به این انوار مقدس ایفا می کند.

این شناخت از راه‌های گوناگونی قابل تحصیل است؛ مطالعه اندیشه‌ها و سخنان بزرگان دینی، که عمر خویش را صرف شناخت دین و پیشوایان دین کرده اند، درباره ابعاد شخصیتی معصومان علیهم السلام یکی از راه‌های تحصیل این شناخت است.
آنچه در پی می آید، گزیده‌ای در خور تأمل از اندیشه‌ها و سخنان امام خمینی(س)، سلاله‌ی پاک رسول الله صلی اللّه علیه وآله در خصوص ایشان است:
- حضرت ختمی مرتبت به قدری ریاضت کشید و قیام در مقابل حق کرد که قدم‌های مبارکش ورم کرد و از طرف ذات مقدس حق ـ جل جلاله ـ آیه نازل شد: (طه، ما انزلنا علیک القرآن لتشقی)
- در حدیث است که رسول خدا، صلی الله علیه و آله، از هیچ مجلسی بیرون تشریف نمی‌رفت مگر آن که بیست و پنج مرتبه استغفار می کرد.
- در حدیث وارد است که جبرئیل کلید خزائن ارض برای خاتم النبیین، ـ صلی الله علیه و آله ـ آورد، از جانب حق تعالی، و آن حضرت تواضع فرمود و قبول نکرد و فقر را فخر خود دانست.
- از بعضی از زن‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که رسول خدا، با ما صحبت می کرد و ما با او صحبت می کردیم، چون وقت نماز حاضر می شد، گویی او ما را نمی شناخت و ما او را نمی شناختیم، برای اشتغالی که به خدا پیدا می کرد از هر چیز.
-رسول خدا صلی الله علیه و آله تواضعش با بندگان خدا از همه کس بیشتر بود، کراهت داشت که اصحاب برای احترام او به پا خیزند، وقتی وارد مجلس می شد، پایین می نشست، روی زمین طعام میل می کرد و روی زمین می نشست، در سیره آن سرور است که با اهل خانه خود شرکت در کار خانه می فرمود و به دست مبارک، گوسفندان را می دوشید و جامه و کفش خود را می دوخت و با خادم خود آسیاب می کرد و خمیر می نمود.
- وضع زندگی پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله بسیار ساده بود، از مقام و منصب خود به نفع زندگی مادی استفاده نکردند، تا چیزی از خود به جای گذارند.
- پیغمبر اکرم خدمتگزار مردم بود. با آن که مقامش آن بود ولی خدمتگزار بود، خدمت می کرد.
- سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمؤمنین و ائمه ما، زندگی شان ساده و عادی بود بلکه پایین تر از عادی.
- پیغمبر بزرگ اسلام صلی اللّه علیه وآله با آن زحمات و رنج‌های طاقت فرسا در راه هدف از جهاد ستمکاران تا آخر عمر دست نکشید.
-رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است، تشکیل حکومت داده است. تشکیل مراکز سیاست داده است.
-به اندازه ای که برای پیغمبر اکرم گرفتاری پیش آمد، برای هیچ کس پیش نیامد ولی ایشان تا آخر ایستادند و به تکلیفشان عمل کردند.
-اسلام آن قدر عزیز است، آن قدر بزرگ است که پیغمبر اسلام و اهل بیت آن بزرگوار، هستی خودشان را، همه چیز خودشان را در راه اسلام فدا کردند.
-پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه وآله از همین جمعیت پایین بود، از همین بین جمعیت پاشد و قیام کرد، اصحاب او از همین مردم پایین بودند، از این طبقه سوم بودند؛ آن طبقه بالا، مخالفین پیغمبر بودند.
- پیغمبر در عین حال که یک موجود الهی بود، به او نسبت می دهند که فرمود:لیغان علی قلبی و انی لأستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة. گاه دلم را کدورتی می پوشاند و من به راستی هر روز هفتاد بار از خداوند در خواست آمرزش می کنم.همین معاشرت کردن با اشخاصی که ناباب بودند، موجب کدورت می شود.
-پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه وآله این طور بوده است که حتی کفار را هم وقتی که ملاحظه می فرمود که این ها مسلم(مسلمان)نمی شوند، غصه می خورد بر آنها که چرا اینها باید مسلم نشوند و بعد به آن شقاوت ها و به آن عذاب ها برسند.
-صورت ظاهر نبی اکرم صلی الله علیه وآله، و سایر مردم فرقی نداشتند و لهذا بعضی از اعراب غریب که به حضور مبارکش می رسیدند و آن حضرت با جمعی نشسته بودند، می پرسیدند: کدام یک پیغمبر هستید؟ آنچه پیامبر صلی اللّه علیه وآله را از غیر ممتاز می کند، روح بزرگ، قوی و لطیف آن سرور است نه جسم مبارک و بدن شریفش.
-در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و این که [گفت:] مشکل شد کار بر ما.
-روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر «من الأزل الی الأبد» روزی شریف تر از آن نیست، برای این که حادثه ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است، بعثت انبیای بزرگ، انبیای اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ، لکن حادثه ای بزرگتر از بعثت رسول اکرم (واقع) نشده است و تصور هم ندارد که بشود.
-آن چیزی که ما در روز بعثت باید به آن توجه کنیم این است که بعثت رسول خدا صلی اللّه علیه وآله برای این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند، راه اینکه مردم بتوانند با قدرت های بزرگ مقابله کنند را به مردم بفهماند، بعثت برای این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را و اجسام مردم را، تمام اینها را از ظلمتها نجات بدهد. ظلمات را به کلی کنار بزند و به جای او نور بنشاند.
-پیغمبر اکرم، ختم همه پیامبران است و کاملترین دین را عرضه کرده است بر بشر، قرآن را که به وسیله وحی بر او نازل شده است، عرضه کرده است.
- آن معارفی که به برکت بعثت رسول اکرم در عالم پخش شدـ کسانی که مطلع اند که این معارف چی است و تا اندازه ای که ماها می توانیم ادراک بکنیم ـ می بینیم که از حد بشریت خارج است، اعجازی است فوق ادراک بشر.
-پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وقتی که به رسالت مبعوث شد، و شروع به تبلیغ کرد، یک کودک هشت ساله (حضرت علی علیه السلام) و حضرت خدیجه علیهاالسلام به او ایمان آوردند، جز این دو نفر کسی را نداشت و همه می دانند که چقدر آن حضرت را اذیت کردند و کارشکنی‌ها و مخالفت ها نمودند، لیکن مأیوس نشد و نفرمود کسی ندارم، ایستادگی کرد و با قدرت روحی و عزمی قوی از، «هیچ» رسالت را به اینجا رسانید که امروز (سال 1348 هجری شمسی) هفتصد میلیون جمعیت تحت لوای او هستند.»
- پیغمبر بزرگ اسلام، با یک دست قرآن را داشت و با دست دیگر شمشیر، شمشیر برای سرکوبی خیانتکاران و قرآن برای هدایت.
-اصل آمدن پیامبر برای "آموزش" و "پرورش" بوده است؛ آیات را تلاوت کند برایشان و تزکیه کند آنها را، آنها را تطهیر کند، نفوس را تطهیر کند، پرورش قبل از آموزش است، اگر هم قبل نباشد، همراه باید باشد و رتبه او مقدم است.
-شما می دانید که هر چه پیغمبر اکرم ـ صلی اللّه علیه وآله ـ رنج کشید، که از همه هم بیشتر رنج کشید، برای تربیت مردم و برای نجات مظلومین از دست ظالمها بود.»
-در زمان پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه وآله چه تهمت‎ها و ناسزاها به ایشان می گفتند، ولی ایشان از تبلیغ دین اسلام دست بر نمی داشت.
-رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله که تاریخش را خوب می دانید، تنهایی مبعوث شد، سیزده سال نقشه کشید و ده سال جنگ کرد. نگفت که ما را چه به سیاست، اداره کرد مملکتی را، نگفت ما چه کار داریم.
-رسول خدا صلی الله علیه وآله که در رأس همه است، هیچ وقت یک مطلبی، یک حکمی، یک قانونی نداشته است(که)در مقابل قانون خدا(باشد)، مجری قانون خدا بوده است.
-قیام برای خداست که خاتم النبیین صلی اللّه علیه وآله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن، توحید و تقوا را گذاشت.
-ذات مقدس حق تعالی که غیب است و در عین حال ظاهر است، مستجمع همه کمالات به طور غیر متناهی است، در رسول اکرم متجلی است به تمام اسماء و صفات.
-هیکل مقدس و صورت جسمانی رسول اکرم، خاتم و نبی مکرم معظم صلی الله علیه و آله یکی از موجودات کوچک این عالم بود و روح مقدسش محیط به ملک و ملکوت و واسطه ایجاد سماوات و أرضین بود.
-آن حالی که برای رسول اکرم صلی الله علیه و آله دست می داده، برای أحدی از موجودات نبود، چنانچه در حدیث مشهور است: «لی مع الله حال لایسعه ملک مقرب و لانبی مرسل» (مرا با خدا حالتی است که هیچ ملک مقرب و پیامبر مرسلی را توان آن نیست).
-عبودیت مطلقه از اعلی مراتب کمال و أرفع مقامات انسانیت است که جز اکمل خلق الله، محمد صلی اللّه علیه وآله بالأصاله و دیگر اولیای کمل، بالتبعیة، کسی دیگر را از آن نصیبی نیست و دیگران را پای عبودیت لنگ است.
-آن چیزی که انسان را به ضیافتگاه خدا راه می دهد این است که غیر خدا را کنار بگذارد و این، برای هر کسی میسور نیست، برای افراد انگشت شماری که در رأس آنها رسول الله است، میسور بوده است.
-پیغمبر اکرم از باب این که دستش دستی بود که تخلف در تمام عمرش از کارهایی که خدا فرموده بود، نکرده بود، این دست، دست خدا می شود؛ بیعت، بیعت با خداست.
-خدای تعالی، رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله را در آخر سوره "توبه" به این نحو معرفی فرموده: «لقد جائکم رسول من أنفُسکُم عزیز علیه ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلیکُم بالمؤمنین رؤوفٌ رَحیم» همانا رسولی از خودتان برایتان آمد که آنچه شما را به سختی می اندازد، بر او سخت دشوار است، بسیار هواخواه شما و بر مؤمنان دلسوز و مهربان است.
-شاید لیلة القدر برای آن، صاحب قدر شده است که شب وصال نبی ختمی و لیله وصول عاشق حقیقی به محبوب خود است.
-تمام دایره وجود، یک شب قدر محمدی است، اگر قدر بدانی؛ و یک یوم القیامة احمدی است، اگر قیام به خدمت کنی.
-برکت وجود رسول اکرم برکتی است که در سرتاسر عالم، از اول خلق تا آخر، یک همچو موجود با برکت نیامده است و نخواهد آمد. اشرف موجودات و اکمل انسانها و بزرگترین مربی بشر این وجود مبارک است.
-رسول ختمی صلی الله علیه و آله اشرف موجودات و مظهر تام اسم اعظم است و نبوت او نیز اتم نبوات ممکنه و صورت دولت اسم اعظم است که ازلی و ابدی است و کتاب نازل به او نیز از مرتبه غیب به تجلی اسم اعظم نازل شده است.
-حضرت ابراهیم سلام الله علیه ولیِّ وقت بود و ولیِّ است برای همه نسل ها، و رسول اکرم، ولیّ اعظم است و ولیّ است برای همه عالم و از راه این هاباید رسید به آنجا که باید رسید.
-پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه وآله برای این که اتقای ناس( با تقواترین مردم) بود، اکرم ناس (گرامی ترین مردم) بود.
-در لیله معراج، رسول اکرم، به مشاهده هر جلوه از جلوات عظمت غش می کرد و پس از آن، از جلوه های انس و رحمت به هوشش می آوردند.
-نماز که حقیقت معراج مؤمنین و سرچشمه معارف اصحاب عرفان و ارباب ایقان است، نتیجه کشف تام محمدی صلی الله علیه و آله است.
-معنی جسمانی بودن معراج این است که روح مجرد تام حضرت خاتم صلی اللّه علیه وآله خواست تمام عالم را سیر کند و حضرت حق، تشریفات گردش او را فراهم کرد، جسم حضرت، مجذوب روح شریف او بود و به تبعیت آن و به جذبه آن، معراج جسمانی اتفاق افتاد.
-کیفیت وحی از اموری است که غیر از خود رسول خدا و کسانی که در خلوت با رسول خدا بودند یا این که از او الهام گرفته اند، کسی نمی تواند بفهمد.
-قرآن سری است بین حق و ولی اعظم ـ که رسول خداست ـ به تبع او نازل می شود تا می رسد به اینجا که به صورت حروف و کتاب در می آید.
 
مطالب مرتبط: